ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
196
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
كينكاج مىكند و راى امرا ضايع و عاطل ! خواجه ، امير را خموشانه داد و زبان گوياى او ساكت كرد ! بيت هركه زر ديد سر فرود آورد * ور ترازوى آهنين دوش است امير بامداد پگاه به علاء الدين محمد مستوفى مىگويد كه : اگر حساب نواب سه سالهء تاج الدين عليشاه برين منوالست پس حساب بيست و پنج سالهء شما چگونه خواهد بودن ؟ و بدين مطارحه رفع حسابات در حيّز توقف بماند . بعد از آن خواجه عليشاه گفت كه رشيد در خانه تمارض نموده است و مىخواهد كه به راى و حيل مرا با نوكران بازى دهد و دستخوش حيلت و پايمال مكيدت خود كند چنانك با سعد الدّين وزير كرد ، كه اگر حكم يرليغ نافذ شود تا من نيز حساب چندين سالهء او و پسران بكنم . حكم به امضا و اجراى آن نفاذ يافت . خواجه تاج الدين نخست جلال الدين پسر مهتر رشيد را مىگويد كه از شهر تستر كه مال مواجب اولجاكى سلطان دختر غازان خانست مبلغ سيصد تومان بر تو نوشتهاند و متوجه تست . جلال الدين موچلكا داد كه اگر ازين دانگى بر من درست شود در گناه باشم . خواجه همچنان حساب او فروگذاشت از فرط مكارم اخلاق و حسن اعراق . و چون از ديه محمودآباد كاوبارى كوچ كردند ، خواجه عليشاه با نوكران مغلوب بود ، و اعدا غالب و منصور . و چون از آنجا يك فرسنگ كوچ كردند مسئله منعكس شد و احوال عالم بوقلمون منقلب و تابع متبوع و مقتدى مقتدا شد . چه پادشاه را معلوم و مقرّر شد كه از مال مستدركات عالم ربعى رشيد مىبرد ، به چند وجه از حقّ تقرير كه وجوه نقد رايج آنست ، و از مال اوقات غازانى ، و از مال شهر يزد چندين ، و از مال خاتون چندين ، و از انعام پادشاه جايزهء جامع التّواريخ هشت تومان هر سال ، و از بغداد و تبريز كه قسم منست